تبليغاتX
زیست

زیست
نمونه سولات زیست 
قالب وبلاگ
دستگاه ماهیچه‌ای

دستگاه ماهیچه‌ای از ماهیچه‌ها تشکیل می‌شود. ماهیچه‌ها برای حرکت بدن استفاده می‌شوند. ماهیچه‌ها انرژی شیمیایی مواد غذایی را به انرژی مکانیکی تبدیل می‌کنند، حرکت بدن از انقباض ماهیچه‌ها حاصل می‌شود. ماهیچه‌ها به نسبت شکل و اندازه‌ای که دارند تقسیم بندی می‌شوند، در بدن سه نوع ماهیچه وجود دارد:

  • ماهیچه‌های اسکلتی (یا ماهیچه‌های مخطط)؛ که در افراد معمولی حدود ۴۰٪ وزن بدن را تشکیل می‌دهد.
  • ماهیچه‌های صاف مانند ماهیچه‌های خودکار دیواره رگ‌ها، روده و معده که حدود ۱۰٪ از بدن را تشکیل می‌دهد.
  • ماهیچه قلب.

 

ساختمان بافتی تارچه‌های ماهیچه‌ای

در ساختمان بافتی تارچه‌های ماهیچه‌ای در هر سارکومر دو نوع میوفیلامان (میوفیلامنت) قطور و نازک وجود دارد. ترکیب شدن و جا به جا شدن پروتئین‌هایی که در این میوفیلامان‌ها وجود دارند ، اساس مولکولی انقباض ماهیچه‌ای و کوتاه شدن سارکومرها را تشکیل می‌دهند. هر یک از میوفیلامان‌های قطور که در بخش میانی سارکومر قرار دارند از صدها مولکول پروتئینی به نام میوزین ساخته شده‌اند. هر مولکول میوزین شبیه میلهٔ نازکی با یک سر کروی است که با زاویهٔ خاصی به صورت یک پل عرضی به یک میوفیلامان نازک می‌چسبد. میوفیلامان‌های نازک دارای سه نوع پروتئین اند: پروتئین اصلی آن‌ها اکتین نام دارد که مولکول‌های آن کروی و کوچک بوده ، به صورت یک زنجیرهٔ دوتایی قرار گرفته‌اند. دو پروتئین دیگر تروپومیوزین و تروپونین نام دارند. تروپومیوزین به صورت مولکول‌های دراز و رشته‌ای است و هر یک از این مولکول‌ها روی چند مولکول اکتین را می‌پوشاند. مولکول‌های تروپونین که در طول رشته‌های تروپومیوزین چسبیده‌اند ، با یون‌های کلسیم میل ترکیبی شدید دارند و اتصال آن‌ها با یون‌های کلسیم باعث شروع مکانیسم مولکولی انقباض می‌شود.

در حال استراحت ماهیچه ، مجموعهٔ مولکول‌های تروپومیوزین و تروپونین از ترکیب مولکول‌های اکتین و میوزین جلوگیری می‌کنند. اگر کلسیم بر تروپونین اثر کند ، تغییری در آرایش مولکول‌ها پدید می‌آید که باعث اتصال و انفصال متناوب پل‌های عرضی مولکول‌های میوزین به مولکول‌های اکتین و لغزاندن میوفیلامان‌های نازک بر روی میوفیلامان‌های قطور می‌شود. به این ترتیب که سرهای فعال مولکول‌های میوزین با زاویهٔ معینی به مولکول‌های اکتین چسبیده و آن‌ها را مانند یک چرخ دندانه دار جابه جا می‌کنند.این تغییرات باعث کوتاه شدن سارکومرها و نزدیک شدن خطوط Z به یکدیگر و در نتیجه کوتاه شدن طول ماهیچه می‌شود. در هنگام انقباض ماهیچه پل‌های عرضی میوفیلامان‌های قطور پس از اتصال به میوفیلامان‌های نازک و حرکت دادن آن‌ها از میوفیلامان‌های نازک جدا شده و دوباره در نقطهٔ دورتری به آن متصل می‌شوند. انرژی لازم برای این جابه جایی از مصرف ATP به وسیلهٔ سر فعال میوزین حاصل می‌شود. 

[ شنبه هشتم بهمن 1390 ] [ 11:0 ] [ کامران ]
استخوان‌بندی انسان

انجام حرکات بدن در یک جانور پرسلولی فقط بر عهده ماهیچه‌ها نیست و جانوری که تنها از ماهیچه‌های خود برای حرکت کردن استفاده کند، حرکاتش بسیار کند خواهد بود. در عوض جانورانی که برای ماهیچه‌های خود تکیه‌گاهی دارند حرکتشان هم به نسبت سریع است این تکیه‌گاه را اسکلت می‌نامند.

دو نوع اسکلت وجود دارند :

  • داخلی
  • خارجی

جانوران دارای اسکلت خارجی معمولاً جثه‌های کوچکی دارند.

در عوض امروزه بزرگ‌ترین جانوران کره زمین مانند فیل دارای اسکلت داخلی هستند جنس اسکلت داخلی از استخوان یا غضروف و یا هر دو باهم است.

 نقش اسکلت آدمی

بافت مغز استخوان. بزرگنمایی : 4x
بافت مغز استخوان. بزرگنمایی : 40x

در انسان مانند جانوران دیگر ، وظیفه اسکلت عبارتست از:

  • حفاظت اندامهایی مانند مغز ، قلب ، ششها
  • حرکت
  • شکل دادن کلی به بدن و حفظ ایستایی آن
  • تکیه‌گاه عضلات قرار می‌گیرد

در عین حال مغز استخوان مرکز گلبول سازی است. همچنین استخوان را باید منبع مهم ذخیره مواد معدنی بخصوص کلسیم شمرد که وجود آنها در فعالیتهای حیاتی بدن ضرورت دارد.

اسکلت آدمی برای سهولت مطالعه به سه بخش سر ، تنه و اندام(دست و پا) تقسیم می‌شود.

استخوانهای سر

استخوانهای سر عموماً از نوع استخوانهای پهن هستند اسکلت سر شامل دو بخش جمجمه و چهره است. استخوانهای جمجمه هشت عدد هستند و عبارت‌اند از: یک پیشانی در جلو ، یک استخوان پس سری که در پشت و زیر جمجمه قرار دارد ، این استخوان سوراخی بیضوی دارد که از آن راه مغز با نخاع مربوط می‌شود. دو استخوان آهیانه در طرف بالای جمجمه ، دو استخوان گیجگاه در دو پهلوی جمجمه ، یک استخوان پروانه که کف جمجمه را تشکیل می‌دهد. یک استخوان غربالی در پشت و بالای حفره‌های بینی. استخوانهای چهره ۱۴ قطعه هستند. ۱۳ قطعه چسبیده به جمجمه و بی‌حرکت هستند و یک قطعه آرواره تحتانی متحرک است.

[ویرایش] استخوانهای تنه

بافت استخوان متراکم. بزرگنمایی : 4x
بافت استخوان متراکم. بزرگنمایی : 10x
بافت استخوان متراکم. بزرگنمایی : 40x
بافت استخوان اسفنجی. بزرگنمایی : 10x

 ستون فقرات

ستون فقرات از ۲۹ قطعه استخوان ساخته شده است به هر یک از قطعات ستون مهره یک مهره می‌گویند. مهره‌های پشت به قسمی روی هم قرار گرفته‌اند که جسم آنها روی هم و سوراخ آنها در امتداد یکدیگر و در نتیجه لوله درازی بوجود می‌آید محل استقرار نخاع است. میان جسم هر دو مهره یک تیغه غضروفی قرار گرفته است. مهره‌های ستون مهره‌ها را از نظر شکل و محل به پنج بخش تقسیم می‌کنند. مهره‌های گردن که تعداد آنها ۷ عدد است. مهر‌های پشت که تعداد آنها ۱۲ عدد است و به دو زایده پهلویی و مهره پشت دو دنده متصل هستند. مهره‌های کمر که تعداد آن ۵ عدد است. استخوان یکپارچه دنبالچه که از اتصال ۴ یا ۵ مهره جنینی بوجود آمده است.

 قفسه سینه

دنده‌ها ، دوازده جفت کمان استخوانی هستند که از عقب به زایده پهلویی مهره‌های پشت متصلند و از جلو به جز دو جفت آخر با واسطه غضروف به جناغ مربوطند. جناغ استخوانی پهن است شبیه خنجر که غضروف دنده‌ها به آن متصل می‌شوند. از ۱۲ جفت دنده و ستون مهره‌ها و جناغ فضای محدودی بوجود می‌آید که دیافراگم ، آن را از پایين مسدود می‌کند. این فضا که شش و قلب را در خود جای می‌دهد، قفسه سینه نام دارد.

استخوانهای دست و پا

دست و پا هر یک به‌وسیله چند استخوان به تنه متصل می‌شوند. استخوانهای رابط دسته را به تنه ، شانه و استخوانهای رابط پا را به تنه ، نیم‌لگن می‌گویند.

استخوان شانه

شامل دو استخوان است : یکی ترقوه در جلو که از یک طرف به جناغ و از طرف دیگر به کتف مربوط است دیگری کتف در پشت شانه کتف استخوان پهن و نازکی است که شکل مثلث دارد سر استخوان بازو ، در گودی استخوان کتف فرو می‌رود و در آن می‌چرخد.

 استخوان نیم‌لگن

استخوان منفردی است که از چسبیدن سه استخوان جنینی به نام استخوانهای تهی‌گاهی ، شرم‌گاهی و نشیمن‌گاهی بوجود آمده است. از مجموع دو نیم‌لگن و استخوان خاجی فضایی بوجود می‌آید که به آن لگن خاصره می‌گویند.

استخوان دست

دست شامل این استخوانها می‌باشد : استخوان بازو که استخوانی است دراز و از بالا در سوراخ کتف مفصل می‌شود و از پایین با استخوانهای ساعد ارتباط دارد. استخوانهای ساعد شامل زند زبرین و زند زیرین است. زند زیرین ، زایده‌ای به نام آرنج دارد که با استخوان بازو مفصل می‌شود ولی زند زبرین از پایین به مچ مفصل می‌شود. مچ دست ، هشت استخوان کوتاه دارد که در دو ردیف قرار دارد. کف دست ، پنج استخوان نسبتاً دراز دارد که از یک طرف با مچ مفصل می‌شود و از طرف دیگر با انگشتان. انگشتان دست که هر یک سه بند دارد، جز شست که دارای دو بند است.

 استخوان پا

استخوان ران درازترین استخوان بدن است. سر برجسته آن در گودی نیم‌لگن فرو می‌رود و در آن می‌چرخد، سر دیگر آن دو برجستگی و یک شیار دارد. در مقابل شیار ، استخوان کوچک پهنی به نام کشکک جای دارد. استخوانهای ساق ، شامل درشت نی و نازک نی است. درشت نی از بالا با ران و از پایین با استخوانهای مچ پا مفصل می‌شود. قوزک داخلی پا ، سر درشت نی است. نازک نی از بالا به درشت نی تکیه می‌کند و از پایین ، قوزک خاجی پا را می‌سازد.

مچ پا ، ۷ استخوان دارد که بزرگ‌ترین آنها پاشنه را بوجود می‌آورد. کف پا ، شامل پنج استخوان است. استخوانهای مچ به جز پاشنه و استخوانهای کف به صورت قوسی قرار گرفته‌اند و کاملاً به زمین تکیه نمی‌کنند. انگشتان پا که هر یک شامل سه بند است. به جز شست که دو بند دارد. استخوانهای انگشتان پا کوچک‌تر از استخوانهای انگشتان دست هستند و تحرک مختصری دارند.

رشد و نمو استخوان

همه استخوانها در دوره جنینی در ابتدا به صورت بافت پیوندی ظاهر می‌شوند اما تبدیل شدن آنها به استخوان به یک طریق صورت نمی‌گیرد. استخوانهای پهن از حالت پیوندی مستقیما به استخوان تبدیل می‌شوند. اما استخوانهای دراز ابتدا از حالت پیوندی به غضروف تبدیل شده و سپس غضروف استخوانی می‌شود.

منبع: ویکی پدیا
[ شنبه هشتم بهمن 1390 ] [ 10:59 ] [ کامران ]
جریان خون در ماهی

به شکل زیر نگاه کنید.

همانطور که در این شکل می بینید جهت جریان خون برعکس جهت جریان آب است. می بینیم که همیشه در هر نقطه بین مقدار آب و خون داخلی مویرگی غلظت یا فشار اکسیژن بیشتر از مقدار آن در مویرگ است. شکل پایین مویرگ را نشان می دهد و شکل بالا مقدار آب. رنگ آبی خون داخل مویرگ نشان دهنده ی مقدارخون با دی اکسید بالا ( در اینجا درصد دی اکسید کربن نشان داده نشده است و درصد ها برای اکسیژن است) می باشد. و قسمت انتهای این مویرگ خون با درصد بالای اکسیژن (که از آب گرفته است). این روش یعنی حالتی که در آن جریان خون عبوری از کنار مویرگها با جریان خون درون مویرگها بر عکس است موجب می شود تا ماهی بتواند از بیشترین مقدار اکسیژن درون آب عبوری از کنار مویرگ استفاده کند.

[ شنبه هشتم بهمن 1390 ] [ 10:57 ] [ کامران ]

هر سلول زنده در بدن احــتیاج به مقدار ثابـتی اکسیژن برای زنده ماندن دارد. سلولـــها بایستی همچنین محصول اساسی زاید تولید خودیعنی دی اکسید کربن را دفع نماید،نقش سیستم تنفس،همراه با سیستم گردش خون،انتقال اکسیژن از ریه ها

به سلول ها وگــرفتن دی اکسید کربن و بازگرداندن آن به ریه ها برای دفع می باشد.

به دلیل ترکیب و ساختار سطحی وسیع ریه ها.که حدود 40 برابر وسعت بدن است و این واقعیـت کــه تمام خون در هـر دقیقه از ریه ها عبور میکند.عمل معاوضه اکسیژن و دی اکسید کربن با کارآیی و بازده بسیار بالا انجام می شود.

معاوضه ی اکســـیژن و دی اکســید کربن بین هـوا.خــون و بافـت های بدن به نــام تنفس شناخته می شود. هوا بوسیله ی سیستم تنفس وارد بدن شده و از آن خارج می گردد. این سیستم از دهان.بینی.حلق،مسیرهای هوایی و ریه ها تشکیل شده است. سیستم گردش خون.که از قلب و رگهای خونی تشکیل شده،تضمین می کند که اکسیژن به سلول ها بـــرسد و دی ــ اکسید کربن آنها گرفته شود.

دستگاه تنفسی

 

[ شنبه هشتم بهمن 1390 ] [ 10:54 ] [ کامران ]
سوال: دليل شباهت ريبوزوم هاي ميتوكندري وكلروپلاست با ريبوزوم هاي سلول هاي پروكاريوتي ازنظر زيست شناسان چیست؟

نکته:

۱-ریبوزوم های پروکاریوت ها( باکتری ها و آرکی باکتری ها) و یوکاریوت ها ( آغازیان قارچ ها، گیاهان و جانوران) با یک دیگر تفاوت دارد.

۲- ریبوزوم ها ی موجود در سیتوپلاسم سلول یوکاریوتی با ریبوزوم ها موجود در ماتریکس میتوکندری و بستره(استروما) کلروپلاست با یک دیگر تفاوت دارند.

۳- ریبوزوم های موجود در پروکاریوت ها با ریبوزوم های موجود در میتوکندری و کلروپلاست سلول ها یوکاریوت شباهت دارند.

دلیل :نظریه ای وجود دارد به نام نظریه ی درون همزیستی(The endosymbiotic theory ). این نظریه برای اولین بار در سال ۱۹۰۵توسط گیاه شناس روسی به نام کنستانتین مریکویسکی  Konstantin Mereschkowskiارائه شد. بعدها خانم لین مارگولیس،زیست شناس سابق دانشگاه بوستون، در  سال 19۶۷  توسط مقاله ای با عنوان (The Origin of Mitosing Eukaryotic Cells)این نظریه را مطرح کرد. پس از آن وی رسما کتاب "همزیستی در سیر تکاملی سلول- Symbiosis in Cell Evolution " 1981 را منتشر کرد.

اين نظريه، خاستگاه ميتوكندري‌ها و كلروپلاست‌ها را از باكتري‌ها مي‌داند.

۱- برمبناي این نظریه، ميتوكندري در اصل يك باكتري هوازي بوده است كه به‌وسيله‌ي سلول هسته‌دار بلعيده شده است. اما به‌جاي آن‌كه به‌وسيله‌ي سلول هضم شود به زندگي خود در سلول ادامه داده و تنفس سلولي را برعهده گرفته است.

۲-بر مبناي اين نظريه، كلروپلاست در اصل يك سيانو باكتري فتوسنتز‌كننده بوده است كه به‌طريق مشابه با ميتوكندري همزيستي خود را با سلول هسته‌دار اوليه آغاز كرده است.
درون همزیستی

شواهد زير، نظريه‌ي درون همزيستي را تاييد مي‌كنند:

1. اندازه‌ي ميتوكندري مشابه اندازه‌ي معمول باكتري‌ها (مثلا اشريشياكلي) است.


2. تا خوردگي غشاي دروني ميتوكندري شبيه غشاي باكتري‌هاي هوازي است.


3. DNA ميتوكندري و كلروپلاست همانند DNA باكتري‌ها حلقوي است.


4. ريبوزوم‌هاي ميتوكندري و كلروپلاست مشابه ريبوزوم‌هاي باكتريايي است.

5. توليدمثل ميتوكندري و كلروپلاست مشابه توليد مثل باكتري‌ها يعني به روش تقسيم دوتايي است.
يوكاريوت‌هايي كه فقط داراي ميتوكندري شدند، خاستگاه سلول‌هاي جانوري امروزي و آن‌هايي كه كلروپلاست را نيز دريافت كرده‌اند خاستگاه جلبك‌ها و سلول‌هاي گياهي هستند.

 

[ شنبه هشتم بهمن 1390 ] [ 10:52 ] [ کامران ]
سوال: پراکسی زوم(پروکسی زوم) چیست؟

پراکسی زوم ها (پروکسی زوم ها)اندامک های مستقلی هستند که اغلب در سلول های کبد و کلیه مشاهده می شوند. پراکسی زوم ها در سلول های جانوری و گیاهی وجود دارند. این اندامک ها در نزدیک شبکه ی آندوپلاسمی صاف قرار دارند و به نظر می رسند از عناصر شبکه ی آندوپلاسمی صاف باشند ولی برای سنتز پروتئین ها و آنزیم های آن به شبکه ی آندوپلاسمی دانه دار نیاز است. آنزیم های پراکسی زوم به خصوص کاتالاز توسط ریبوزوم های آزاد در سیتوپلاسم ساخته می شود.

ساختمان پراکسی زوم:

پراکسی زوم دارای یک غشای به ضخامت حدود ۶۰ تا ۸۰آنگستروم است که با شبکه آندوپلاسمی صاف در ارتباط است. ماتریس یا ماده ی زمینه ای که درون پراکسی زوم را پر کرده است همگن بوده و دارای ذرات بسیار ریز تا حدی متراکم و گاهی رشته های منشعب به طول ۴ تا ۴.۵ نانومتر است.

پروکسی زومپراکسی زوم

آنزیم های موجود در پراکسی زوم:

کاتالاز (جهت تجزیه ی پراکسید هیدروژن یا آب اکسیژنه و تبدبل آن به آب و اکسیژن مولکولی - از بین بردن سمیت آب اکسیژنه )

آلفا -ال- هیدروکسیداز

د-آمینو اکسیداز ( اکسیداسیون اسید آمینه های نوع  د )

اوریکاز یا اورات اکسیداز ( تجزیه ی اسید اوریک حاصل از متابولیسم پورین ها)

گلی کواکسیداز ( هنگام تنفس نوری موجب اکسایش اسید گلی کولیک حاصل از فتوسنتز)

آنزیم های لازم جهت بتا اکسیداسیون اسید ها یچرب

آنزیم ها ی لازم جهت تولید فسفولیپید پلاسموژن

آنزیم های لازم جهت سم زدایی ترکیبات بیگانه مانند اتانول

منشاء پراکسی زوم

پراکسی زوم از جوانه زدن شبکه ی آندوپلاسمی صاف ایجاد می شود. غشای پراکسی زوم ها با دخالت شبکه ی آندوپلاسمی دانه دار یا خشن که هم پروتئین ها و هم لیپید ها را می سازد گسترش می یابد. پراکسی زوم ها جدید ممکن است از جوانه زدن شبکه ی پراکسی زوم ی به وجود آیند
[ شنبه هشتم بهمن 1390 ] [ 10:51 ] [ کامران ]

سوال:

چرا آنزیم های لیزوزومی لیزوزوم راتجزیه نمی کنند؟

با تشکر

جواب:

مطالعات مونو کلونال آنتی بادی نشان می دهد که گلیکوپروتئین به مقدار زیادی در ساختمان غشای لیزوزوم وجود دارد. این پروتئین ها به شدت گلیکوزیله شده اند و به طور قابل توجهی در مقابل تجزیه توسط هیدرولازهای اسیدی ماتریکس لیزوزوم مقاومند و لیزوزوم ها را به صورت یک مجموعه بسته نگه می دارد.

غشای لیزوزوم قابلیت تلفیق با سایر غشا ها را دارد و از مقدار زیادی لیسیتین تشکیل شده است. غشای لیزوزوم به وسیله ی آنزیمهای درون آن تا حدی گوارش می یابد اما به طور دایم ترمیم می شود. این عمل انرژی زیادی می گیرد و از آنجایی که سلول مرده نمی تواند انرژی لازم را تامین کند در نتیجه آنزیم های هیدرولازی درون لیزوزوم آزاد شده و سبب از بین رفتن اندامک ها و خود سلول می شوند.

در غشای لیزوزوم پمپ های پروتئینی وابسته بهATP وجود دارند که با مصرف انرژی پروتون H+ را وارد لیزوزوم می کنند تا محیط اسیدی با pH حدود 5/4 تا 5 ایجاد کند و شرایط اسیدی برای آنزیم های هیدرولازی لیزوزوم فراهم و شیب pH را در غشای لیزوزوم بر قرار نماید که نتیجه ی آن عبارت است از pH پایین تر از 5 در ماتریکس لیزوزوم است و pH بسیار کاهش یافته و حتی تا حدود 2 می رسد و این pH پایین تر از pH مناسب برای فعالیت آنزیم های هیدرولازی یعنی pH (5-4) است. در نتیجه آنزیم های هیدرولازی لیزوزوم بر روی غشای خود تاثیر ندارند. یون ها هم در این عمل محافظتی نقش دارند. غشای لیزوزوم با داشتن حامل ها پروتئینی (پرمه آز ها) خروج مواد حاصل از فعالیت تجزیه ای را امکان پذیر می کنند. سطح درونی لیزوزوم پوشش گلیکولیپوپروتینی دارد که از غشاء محافظت می کنند.

آنزیم های لیزوزومی

[ شنبه هفدهم دی 1390 ] [ 14:3 ] [ کامران ]

ساختمان و کاربرد تار عنکبوت

ساختمان و کاربرد تار عنکبوت :

 

 

تار عنکبوت از پروتئین رشته ای فیبروئین ساخته شده است . این پروتئین از آمینو اسید های آلانین و گلیسین ، سرشار است . بیشتر رشته های پلی پپتیدی سازنده ی این پروتئین ، به صورت صفحات بتا آرایش یافته اند . این صفحات در زمینه ای از رشته های آمینو اسید به صورت صفحات آلفا جای گرفته اند . مارپیچ های آلفا با بی نظمی زیادی به هم پیچیده اند و همین بی نظمی باعث خاصیت کش سانی تار می شود .

 

 

 

 

 

یکی از ویژگی های جالب تار عنکبوت این است که مقدار زیادی نمک و مواد ضد باکتری و ضد قارچ دارد که در برابر حمله ی باکتری ها و قارچ ها از آن محافظت می کند .

 

نحوه ی تولید تار :

 

عنکبوت از آب به عنوان حلال پروتئین ابریشم خود استفاده می کند .در عنکبوت مجاری تار ریسی وجود دارند . در بخش ابتدای هر مجرا ، غده های ترشحی وجود دارند که پروتئین سازنده ی تار را ترشح می کنند . در این قسمت ملکول های پروتئین در حلال آب غوطه ورند و حالت بلور مایع دارند . در بخش دوم مجرا ، پمپ های پروتون ، فعالانه یون های H+ را به درون مجرا ترشح و آن جارا اسیدی می کنند در این محیط ، از خاصیت آب دوستی بلور مایع کاسته می شود . در نتیجه ، ملکول های آب از ابریشم تار جدا و به کمک پمپ Na+/K+ATPase از مجرا برداشته می شوند . مجرای تارریسی در انتهای خود باریک تر می شود . در نتیجه ی نیرویی که از عقب و دیواره ی مجرا به بلور مایع وارد می شود ، این بلور شکل رشته مانندی به خود می گیرد و با برداشت ملکول های آب حالت جامد تری پیدا می کنند . بخش بعدی مجرا نقش مرکز کنترل کیفیت را دارد و در صورتی که پیوستگی تار مشکل داشته باشد ، آن را بر طرف می کند . بخش انتهایی مجرا ، محل خروج تار ریسیده شده است .چون در این بخش ، تار حالت جامد تری به خود می گیرد ، غده های ویژه ای مواد لغزنده کننده ای را به سطح داخلی مجراترشح می کنند تا خروج تار تسهیل شود .

 

کاربرد های تار عنکبوت :

 

تار عنکبوت از فولاد محکم تر است . با وجود این ، در مقایسه با فولاد بسیار سبک و انعطاف پذیر است . از این رو برخی آن را فولاد زنده نامیده اند . این فولاد آن قدر محکم است که می توان از آن توری ساخت .و با آن یک بوئینگ 747 را متوقف کرد و در عین حال ، آن قدر سبک و انعطاف پذیر است که می توان از آن لباس تهیه کرد . بنابر این، کاربرد های آن در پزشکی و صنعت زیاد است .

 

کاربرد در پزشکی :

 

به دلیل محکمی و در عین حال انعطاف پذیری ، می توان از آن برای تهیه ی نخ جراحی ، زردپی و رباط مصنوعی و دستکش های جراحی بهره برد . تار عنکبوت نقش ضد عفونی کننده و پانسمانی نیز دارد . زیرا عنکبوت برای حفاظت تار پروتئینی خود در برابر باکتری و قارچ ها ، تارش را به مواد ضد باکتری و ضد قارچ آغشته می کند . از این رو می توان از آن برای پانسمان زخم استفاده کرد .

 


ادامه مطلب
[ شنبه هفدهم دی 1390 ] [ 13:58 ] [ کامران ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

آرشيو مطالب